![]() |
![]() |
|
|
در حیاط خلوت ذهنمان
وقتی که در بهمن و اسفند ۸۵ >نمایش حیاط خلوت را در سالن سایه تتاتر شهر اجرا می کردیم> هرگز حدس نمی زدم که تا ۲ سال بعد >با خاطرات این نمایش زندگی می کنم . خاطراتی چون شکستن فرمان ماشین دکور در وسط نمایش >در آمدن ترمز > بیماری لارنژیت مینو زاهدی>بازیگر نمایش که صدای او را کاملا از بین برد >گل مژه ی محمد حاتمی که چهره او را به راستی خشن کرده بود و مهم تر از همه > ماه های آخر بارداری سیما تیرانداز که هر بار بالای ماشین می رفت و پایین می پرید>قلب ما را هم با خود بالا و پایین می برد و آن صحنه حساس غش کردن ناگهانی حسین کشفی در نقش مرد صرعی > که هر شب مرا نگران می کرد که مبادا واقعا سرش به زمین بخورد و حالا از یک اجرا که پر تماشاگر ترین نمایش فصل سالن سایه بود چه مانده است ؟ به جز زندگی که در تاریکی صحنه درخشید و تمام شد >مثل بخشی از زندگی ما در سال ۸۵ ... چیستا یثربی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 2:31 توسط چیستا یثربی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پاژیا ( مهدی نصیری ) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
نیایش میمندی نژاد ( دفترنامه ) کبریا ( چیستا یثربی ) کوچه خوشبخت ( میترالبافی ) برف و بلوط و ماه ( مختارشکري پور ) |
|
RSS
|